كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

23

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

خاقان سعيد داد و ما را به او بازبست و يورت بزرگ به او مىرسد . مناسب آن‌كه او را آغا و الغ دانسته در صدر سكه و عنوان خطبه نام آن حضرت را ياد كنيم و چون سلامت در ذات مبارك او هست شايد به همين‌قدر راضى شده زيادت متعّرض نشود . مجموع امرا و اركان دولت آفرين كرده راى بر اين قرار يافت و ايلچى مقرّر ساخته مكتوبى نوشت مضمون آن‌كه اين بنده بندگى آن درگاه نقش صحيفهء دل و عنوان نامهء جان دارد و تا رمقى از حيات باقى باشد سر از فرمان نخواهد تافت و در متابعت و مطاوعت خواهد كوشيد و در خلال عرض احوال اين بيت شاهنامه را بر اين منوال ارسال نموده بود كه همه بندگانيم شهرخ‌پرست * من و رستم ، اسكندر و هرچه هست و در ممالك سكه و خطبه به نام و القاب آن حضرت كرده رؤس منابر و وجوه دنانير به لقب شاهرخى آراسته دارد و با برادران به اخلاص تمام گوش هوش بر راه نهاده تا از بارگاه اعلى اعلاه اللّه تعالى چه مثال فرستند تا در امتثال آن غايت جهد بذل كند و چون قاصد رسيد و عرض حال رسانيد ، حضرت خاقان سعيد فرستاده را معزّز و مكرّم داشته فرمود كه از آن فرزند در عالم عزيزتر كه خواهد بود و به حمد اللّه كه خاطر از مهمات آن‌طرف به كلى جمع شد . چه در مصالح ممالك به وجهى قيام خواهد نمود كه موجب فراغت خاطر خطير تواند بود و هرچند آن فرزند ارجمند به عدل و انصاف و محاسن اوصاف چنان آراسته است كه از مواعظ و نصايح مستغنى است ، اما بايد كه رعاياى ممالك كه به ديوان آن فرزند اختصاص دارند ، در حرز حمايت الشفقة على اللّه داشته بذل عاطفت دربارهء برايا وسيلهء تحصيل رضاى حق‌تعالى شناسد كه الخلق عيال اللّه فاحبّهم اليه ابرهم بعياله و حسن معاش پدر مرحوم بزرگوار خود را در آن ممالك مجدّد و مؤكد گرداند كه الولد الحّر يقتدى بآبائه الغّر تا ذكر آن بر صحائف روزگار مؤبد و اثر آن بر صفحات ليل و نهار مخلّد ماند . و از جانب كرمان ، از پيش امير ايدكو برلاس ، نيز قاصدى آمده همين به عرض رسانيد كه در ممالك كرمان خطبه و سكّه به نام آن حضرت تزيين منابر و